|
جا نزنید |
سه شنبه دوم خرداد 1391
30 سالگی کارش را از دست داد . در 32 سالگی در یک دادگاه حقوق شکست خورد . در 34 سالگی مجددا ور شکست شد . در 35 سالگی که رسید، عشق دوران کودکی اش را از دست داد . در 36 سالگی دچار اختلال اعصاب شد . در 38 سالگی در انتخابات شکست خورد . در 48،46،44 سالگی باز در انتخابات کنگره شکست خورد . به 55 سالگی که رسید هنوز نتوانست سناتور ایالت شود . در 58 سالگی مجددا سناتور نشد . در 60 سالگی به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شد .نام او آبراهام لینکلن بود . جا نزد . هرگز جا نزنید . بازندگان آنهایی هستند که جا زدند.
|
|
|
|
لینک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 11 AM توسط محمد مطیع الله |
|
|
|
|
تغییر |
شنبه سی ام اردیبهشت 1391
داستانی کوتاه ساختمان کتابخانه انگلستان قدیمی است و تعمیر آن نیز فایده ای ندارد . قرار
بر این شد کتابخانه جدیدی ساخته شود . اما وقتی ساخت بنا به پایان رسید ؛
کارمندان کتابخانه برای انتقال میلیون ها جلد کتاب دچار مشکلات دیگر شدند .
یک شرکت انتقال اثاثیه از دفتر کتاخانه خواست که برای این کار سه
میلیون و پانصد هزار پوند بپردازد تا این کار را انجام خواهد داد. اما به
دلیل فقدان سرمایه کافی ،این درخواست از سوی کتابخانه رد شد . فصل بارانی
شدن فرا رسید، اگر کتابها بزودی منتقل نمی شد ، خسارات سنگین فرهنگی و مادی
متوجه انگلیس می گردید . رییس کتابخانه بیشتر نگران شد و بیمار گردید . روزی
، کارمند جوانی از دفتر رییس کتابخانه عبور کرد. با دیدن صورت سفید و رنگ
پریده رییس، بسیار تعجب کرد و از او پرسید که چرا اینقدر ناراحت است . رییس
کتابخانه مشکل کتابخانه را برای کارمند جوان تشریح کرد، اما برخلاف توقع
وی ، جوان پاسخ داد: سعی می کنم مساله را حل کنم . روز دیگر، در همه شبکه
های تلویزیونی و روزنامه ها آگهی منتشر شد به این مضمون : همه شهروندان می
توانند به رایگان و بدون محدودیت کتابهای کتابخانه انگلستان را امانت
بگیرند و بعد از بازگرداندن آن را به نشانی زیر تحویل دهند . خود را تغییر
دهیم نه جهان را
|
|
|
|
لینک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 11 AM توسط محمد مطیع الله |
|
|
|
|
مادرم دوستت دارم |
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391
مردی مقابل گل فروشی ايستاد.او می خواست دسته گلی برای مادرش که درشهر ديگری بود سفارش دهد تا برايش پست شود. وقتی
از گل فروشی خارج شد ٬ دختری را ديد که در کنار درب نشسته بود گريه می
کرد. مرد نزديک دختر رفت و از او پرسيد : دختر خوب چرا گريه می کنی ؟ دختر گفت : می خواستم برای مادرم يک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است . مرد لبخندی زد و گفت :با من بيا٬ من برای تو يک دسته گل خيلی قشنگ می خرم تا آن را به مادرت بدهی.
وقتی از گل فروشی خارج می
شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی
و رضايت بر لب داشت. مرد به دختر گفت : می خواهی تو را برسانم ؟
دختر گفت
نه ، تا قبر مادرم !راهی نيست مرد ديگرنمی توانست چيزی بگويد٬ بغض گلويش
را گرفت و دلش شکست. طاقت نياورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و
۲۰۰ کيلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هديه بدهد
. :شکسپير می گويد
به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری،شاخه ای از آن را همين امروز به من هديه کن
|
|
|
|
لینک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 11 AM توسط محمد مطیع الله |
|
|
|
|
داستانی زیبا |
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
آبجی کوچیکه گفت: زودی یه آرزو کن، زودی یه آرزو کن آبجی بزرگه چشماشو بست و آرزو کرد
آبجی کوچیکه گفت: چپ یا راست؟ چپ یا راست؟
آبجی بزرگه گفت: م م م راست
آبجی کوچیکه گفت: درسته، درسته، آرزوت برآورده میشه، هورا
… بعد دستشو دراز کرد و از زیر چشم چپ آبجی مژه رو برداشت!
آبجی بزرگه گفت: تو که از زیر چشم چپ ورداشتی که
آبجی کوچیکه چپ و راست رو مرور کرد و گفت : خوب اشکال نداره
دستشو دراز کرد و یه مژه دیگه از زیر چشم راست آبجی برداشت
دیدی؟ آرزوت می خواد برآورده شه، دیدی؟ حالا چی آرزو کردی
آبجی بزرگه گفت: آرزو کردم دیگه مژه هام نریزه
بعد سه تایی زدن زیر خنده
آبجی کوچیکه، آبجی بزرگه و پرستار بخش شیمی درمانی
|
|
|
|
لینک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 8 AM توسط محمد مطیع الله |
|
|
|
|
مادرم روزت مبارک |
پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391
مادر! درستایش دنیای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود وگلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت.
شکوه عشق را در زمزمه های مادرانه ات می یابم وانگیزه خلقت را از قلب پرمهرت می خوانم.
مادر، بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می کند و دیدار تو عشق را در دلم به ارمغان می آورد.
ایمانم از دعای توست وخدایم را از زبان تو شناخته ام ، عبادت را تو به من آموخته ای ، مادر! ای الهه مهر.
تو گلی خوشبو از بهشت خدایی که گلخانه دلم
از عطرتو سرشار است ، از تبار فاطمه ای وگویی وجود تو را با مهر فاطمه
سرشته اند پس همیشه دعایم کن چراکه دعایت سرمایه فردای من است.
... مادرم ! به پاس آنچه به من داده ای ، به ستایش محبتهای بی اندازه ات ، و به وسعت همه خوبیهایت دوستت دارم
|
|
|
|
لینک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 11 AM توسط محمد مطیع الله |
|
|
|
|
مختار کوچولو |
پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391
موسی ........در مجلس
شورای اسلامی با اشاره به فعالیت یک کاندیدا در حوزه انتخابیه خود و
دادن وعده های عجیب و غریب به مردم منطقه گفت: این فرد دارای لیسانس
پرستاری و سرهنگ بازنشسته است که خود را دکتر و سردار معرفی می کند.
وی با بیان اینکه این داوطلب انتخابات به خود لقب «مختار کوچولو» داده است،
گفت: وقتی مردم از این لقب مطلع شدند می گفتند که بهتر بود تا وی خود را
«جومونگ» معرفی می کرد.
عضو .. ............... با اشاره به ادعاهای عجیب تر این
فرد، افزود: فرد مذکور از قول اینجانب اظهار می دارد که بعنوان نماینده
فعلی ..... اعلام کردم که هر داوطلب مبلغ ...... تومان می دهم تا خود را
از عرصه رقابت کنار بکشد. در حالی که اصلا چنین چیزی بیان نکرده ام.
............خاطرنشان کرد: این فرد در جمع مردم
شهرستانهای ........... اعلام داشت که اگر مردم به وی رای
دهند آب و برق برای آنها مجانی خواهد شد و آرد هم برای مردم عشایر منطقه
مجانی می شود. همچنین همه جاده های روستاهای این شهرستانها آسفالت و 2
بانده خواهد شد.
|
|
|
|
لینک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 12 PM توسط محمد مطیع الله |
|
|
|
|
کنسرت در بافق |
چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391
اجرای کنسرت علی اصحابی دیشب به مناسبت روز کارگر ، پارک آهن شهربافق را طوفانی کرد.
از مدیرعامل شرکت سنگ آهن بافق وهمه دست اندرکاران تشکر می کنیم.
|
|
|
|
لینک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 8 AM توسط محمد مطیع الله |
|
|
|
|
حرفهایی که دندانپزشکان بایدبه شما بگویند ولی نمی گویند |
سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391
1- بسیاری از بیماران از
برخورد اشعه X به دندان ها و صورتشان واهمه دارند و میترسند به سرطان مبتلا
شوند. اما میدانستید که یک ساعت بودن در مقابل آفتاب بیشتر از این مقدار
به شما آسیب خواهد رساند؟
2- زمانیکه کسی برای اولین بار شما را می بیند اولین چیزی که نظر او را به
خود جلب می کند چشم های شما هستند و دومین مورد دندان ها!سومین چیز
موهایتان است. اما مردم پولشان را بیشتر برای موهایشان هزینه می کنند تا
دندان ها!
3- اگر نفس تان بوی بدی می دهد ، تا زمانیکه شما از ما نپرسید ، چیزی نمی گوئیم!
4- به گزارش پرشین وی ، برخی بیماران با عکس هنرپیشه ها پیش ما می آیند و
می گویند:" میخواهم شبیه او باشم".اما مهمترین چیزی که باید به آن توجه
کنید این است که اگر به عنوان مثال میخواهید شبیه آنجلینا جولی باشید باید
لبخندی به زیبایی او داشته باشید.چیزی که در ظاهر شما بسیار مهم است.
5- ما بارها و بارها به والدین هشدار داده ایم که بچه ها را از زمان کودکی
به زدن مسواک ترغیب کنند. اما آنها فکر میکنند دندان های شیری مراقبت
چندانی نمی خواهد اما آنها باید بدانند که با داشتن دندان های شیری سالم
شما دندان های اصلی سالمی خواهید داشت و گرنه....!
|
|
|
|
لینک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 12 PM توسط محمد مطیع الله |
|
|
|
|
بشنو وباور نکن |
شنبه نهم اردیبهشت 1391
در زمانهاي دور، مرد
خسيسي زندگي مي كرد. او تعدادي شيشه براي پنجره هاي خانه اش سفارش داده
بود . شيشه بر ، شيشه ها را درون صندوقي گذاشت و به مرد گفت باربري را
صداكن تا اين صندوق را به خانه ات ببرد من هم عصر براي نصب شيشه ها مي آيم .
از آنجا كه مرد خسيس بود ، چند باربررا
صدا كرد ولي سر قيمت با آنها به توافق نرسيد. چشمش به مرد جواني افتاد ،
به او گفت اگر اين صندوق را برايم به خانه ببري ،
سه نصيحت به تو خواهم
كرد كه در زندگي بدردت خواهد خورد.
باربر جوان كه تازه به شهر آمده بود ، سخنان مرد خسيس را قبول كرد. باربر صندوق را بر روي دوشش گذاشت و به طرف منزل مرد راه افتاد. كمي كه راه رفتند، باربر گفت : بهتر است در بين راه يكي يكي سخنانت را بگوئي.
مرد خسيس كمي فكر كرد. نزديك ظهر بود و او خيلي گرسنه بود . به باربر گفت : اول آنكه سيري بهتر از گرسنگي است و اگر كسي به تو گفت گرسنگي بهتر از سيري است ، بشنو و باور مكن.
باربر از شنيدن اين سخن ناراحت شد زيرا هر بچه اي اين مطلب را مي دانست . ولي فكر كرد شايد بقيه نصيحتها بهتر از اين باشد.
همينطور به راه ادامه دادند تا اينكه بيشتر از نصف راه را سپري كردند . باربر پرسيد: خوب نصيحت دومت چه است؟
مرد كه چيزي به ذهنش نمي رسيد پيش خود فكر كرد كاش
چهارپايي داشتم و بدون دردسر بارم را به منزل مي بردم . يكباره چيزي به
ذهنش رسيد و گفت : بله پسرم نصيحت دوم اين است ، اگر گفتند پياده رفتن از
سواره رفتن بهتر است ، بشنو و باور مكن.
باربر خيلي ناراحت شد و فكر كرد ، نكند اين مرد مرا سر كار گذاشته ولي باز هم چيزي نگفت.
ديگر نزديك منزل رسيده بودند كه باربر
گفت: خوب نصيحت سومت را بگو، اميدوارم اين يكي بهتر از بقيه باشد. مرد از
اينكه بارهايش را مجاني به خانه رسانده بود خوشحال بود و به مرد گفت :
اگر كسي گفت باربري بهتر از تو وجود دارد ، بشنو و باور مكن
مرد باربر خيلي عصباني شد و فكر كرد بايد
اين مرد را ادب كند بنابراين هنگامي كه مي خواست صندوق را روي زمين
بگذارد آنرا ول كرد و صندوق با شدت به زمين خورد ، بعد رو كرد به مرد خسيس
و گفت اگر كسي گفت كه شيشه هاي اين صندوق سالم است ، بشنو و باور مكن
از آن پس، وقتي كسيحرف بيهوده مي زند تا ديگران را فريب دهد يا سرشان را گرم كند ، گفته ميشود كه بشنو و باور
|
|
|
|
لینک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 11 AM توسط محمد مطیع الله |
|
|
|
|
صدای بافق می گوید |
پنجشنبه هفدهم فروردین 1391
متنی از صدای بافق :http://www.sedayebafgh.blogfa.com/
بسمه تعالی
مردم دارالشجاع بافق فهیم هستند.
در واپسین روز های سال1390 در شهرستان بافق رخ داد.
1.
مجبور کردن برادر بسیجی جانباز و مسئول بسیج اساتید استان یزد و مدیر عامل حزب
اللهی و بومی سنگ آهن بافق جناب آقای دکتر یار احمدی و معارفه برادر بسیجی و
رزمنده و مدیر توانا جناب آقای محمد جواد عسکری
2.
مراسم کلنگ زنی آغاز عملیات فاز اول خط انتقال لوله گاز یزد به بافق که توسط
فرهمند نماینده مردم در مجلس هشتم و کاندیدای مجلس نهم ......
ادامه مطلب... |
|
|
|
لینک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 9 AM توسط محمد مطیع الله |
|
|
|
|
سال 1391 از راه رسید |
سه شنبه یکم فروردین 1391
.gif)
سال نو مبارک
|
|
|
|
لینک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 8 AM توسط محمد مطیع الله |
|
|
|
|
پای صندوق رای |
یکشنبه سی ام بهمن 1390
وبلاگ راه امام از هاشم تفکری بافقی با یه ترانه جدید به روزه
این ترانه ی زیبا را از اینجا دانلود کنید.
|
|
|
|
لینک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 2 PM توسط محمد مطیع الله |
|
|
|
|
خداوندا شکر |
سه شنبه هجدهم بهمن 1390
اگر خوراکتان را در یخچال نگه میدارید و پوشاکتان را در کمد ,اگر سقفی
بالای سر دارید و جایی برای خواب , بدانید از ۵۷% کل جمعیت دنیا
ثروتمندترید زیرا از هر ۱۰۰ نفر ۵۷ نفر این امکانات را ندارند . **************
اگر امروز که بيدار شدید بيشتر احساس سلامت کرديد تا مريضي ، شما خوشبخت
تر از يک ميليون نفري هستيد که تا آخر اين هفته بيشتر زنده نيستند. *******
اگر هيچ وقت خطر جنگ را تجربه نکرده اي و تنهايي زندان را حس نکرده اي ، در شمار ۵۰۰ ميليون نفر آدم خوشبخت دنيا هستي . ********
اگر مي تواني در يک جلسه مذهبي شرکت کني بدون اينکه اذيت و آزار، دستگيري ،
شکنجه و وحشت از مرگ داشته باشي خوشبخت تر از سه ميليون نفر در جهان
هستي.که با ترس و لرز و بیم از مرگ در مراسم مذهبی شرکت می کنند.
*************
اگر در جيب يا کيف خود پول داري و مي تواني گاهي کمي پول خرج کني ، جزو ۸ درصد آدمهاي پولدار دنيايي. *********
اگر پدر و مادرت هنوز زنده اند و هنوز با هم زندگي مي کنند . تو واقعا در نعمت بسر می بری قدر خانواده خود را بدان . **********
اگر سرت را بالا مي گيري و لبخند مي زني و احساس خوبي داري ، تو خوشبختي ،
چون خيلي ها مي توانند اين کار را بکنند ، ولي اکثرا نمي کنند. ********
اگر امروز و ديروز دعا کردي ، واقعا خوشبختي ، چون اعتقاد داري که خدا صداي ما را مي شنود و به ما جواب مي دهد. ******** * پس قدر خود را بدانید . و حداقل کمی شکرگذارخدا باشیم .
|
|
|
|
لینک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 11 AM توسط محمد مطیع الله |
|
|
|
|
طول عمرها را مقایسه کنید |
شنبه پانزدهم بهمن 1390

|
|
|
|
لینک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 1 PM توسط محمد مطیع الله |
|
|
|
|
بخند! |
چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390

یادتان
نرود: که شما لبخندتان را گم نکرده اید ، لبخند درست زیر دماغ شماست، فقط شما یادتان رفته است که کجا قرار دارد.
|
|
|
|
لینک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 12 PM توسط محمد مطیع الله |
|
|
|